تبلیغات
... دخترک، باران - صبرت برایم وصف نشدنی ست!

... دخترک، باران

ببار


قول دادمت به یادت باشم
اما...
دیری نگذشت که یادم ت رفت !

مدت ها گذشت
گذشت و گذشت ...
و من
بی یاد تو 
یا گه گاه
با یاد تو
روز ها می گذراندم

و تو ...
اولین پیمان شکنی م را نادیده گرفتی 
و گفتی خود می دانستم یادم را به دست باد می سپاری
و تو مرا بخشیــدی 
و مرا بار ها صدا کردی
صدا کردی
صدا کردی..
buzz  زدی ! 
و من ... 
تو را و عهدشکنی خویش را 
به یاد آوردم 
و به سویت دویدم 
و صدایت کردم 
و صدایت کردم
و صدایت کردم ...
و تو گفتی مرا بخشیدی! 
و من به شوقت
در کوچه ها دویدم
و پریـــدم
و به آسمان ... 
گاه پر کشیدم 

اما باز...
من گه گاه 
چیزی را از تو بیشتر می خواهم

و سکوتت 
من را
به دردناک ترین عذاب وجدان دچار می کند
و من باز صدایت می کنم
و پشیمان می شوم 
و اشک می ریزم 
و تو باز مرا می بخشی

و تو هرچه مرا صدا می کنی که بشنو 
که بفهم
که بخوان
که بدان 
و هر چه قدر آژیر می کشی برایم
که آدم شوم
من اما باز...
و تو خود فقط دانی عاقبت شرک و پیمان شکنی چیست!


اما... 
مبادا رهایم کنی
من هر قدر هم بد باشم 
تو را دوست دارم
و تو را دوست دارم
و تو را دوووسسستتت دارم

مگر تو عاشق ترین نیستی ؟
مگر تو مهربانترین نیستی ؟
مگر من بنده ات نیستم ؟
مگر خدا بنده ای را که دوستش دارد رها می کند؟
ها ؟
آری خدا؟
تو این چنینی ؟

* صرفا این آخری ها را گفتم که احساساتت جریحه دار شود.  
(و گرنه بنده ای که ادعای عاشقی کند اما راه و رسم عاشقی را نداند و نپیماند به چه کار آید ؟ اصلا لایق بخشوده شدن است؟ تا کِــــی ببخش؟ )

من اگر جای تو بودم (گستاخی ام را ببخشای) مدت ها پیش بنده ای که خود باشم را ... رها کرده بودم!


تو اما ... 
خـــدایــــــــــــــــــــی...
ببخش 
ما 
را
.



* کامنت ها رو بعدا ج می دم. حتما که نباید اول کامنت ها پاسخ داده بشه و بعد پست جدید نوشته ! 
مرسی ...

نوشته شده در شنبه 21 آبان 1390ساعت 01:16 توسط | نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin