تبلیغات
... دخترک، باران - دوووووسسسسستـــــــــتتتتتت داااااااااااار َم

... دخترک، باران

ببار


یادت هست؟
در آن روزهای سردِ برفی
کاپشن را تنم می کردی ،
کلاه را سرم ،
دستکش را دستم ،
و شال را دور گردنم ؟

یادت هست آن سرمای زمستان را به جان می خریدی
تا به مهد کودکم ببری ؟
یادت هست روزهای کودکیم را؟

حالا چه کنم که نه برفی هست
نه مهدکودکی
نه لباس زمستانی ای
نه ایرانی
و نه تویی...کنارم!

چند سال بیشتر نمانده
صبر کن
...
صبر کن امید من
صبر کن عشق من
صبر کن ...


نوشته شده در شنبه 21 آبان 1390ساعت 04:44 توسط | نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin