تبلیغات
... دخترک، باران - کیمیا

... دخترک، باران

ببار


بعد از چند روز حال نامساعد داشتن ، رفتن خونه ی کیمیا اینا خوب بود !

حتما می پرسید کیمیا کیست ؟

کیمیا دختری ست که دم به دم تو در و دیوار است (به ویژه در مدرسه)  و هر از گاهی توانایی حرف زدن مثل آدم و توضیج دادن را از دست میدهد ! 
مثلا می خواد بگه این برگه رو پشت و رو پیرینت بگیرید. خودش رو می کشه و هی میگه این ور اون وری اونجوری اینجوری ... تا آخر مدیر مدرسه می گه تو اگه تونستی درست حرف بزنی ! (یه چی تو  این مایه ها)

یا مثلا امروز می خواست یه چیزی رو که دو سه خط بیشتر نیست رو تعریف کنه خودش و خودم رو کشت تا آخر بگه. میگه : « پیامبره محمد (منظور حضرت ِ محمد (ص) است) اون بچه هه قرآن می خوند ..... نفهمیدی ؟!؟؟! »

نه جان من شما فهمیدید چی گفت ؟  :))))))

آها ! یکی دیگه از وِیژگی هاش سوتی دادن بسیــاره. طوری که دست من رو هم از پشت بسته ! 

( البته من سوتی دادنم خیلی کم شده ها ... حیف ! ... )


خلاصه بعد از حرف زدن با کیمیا و عروسک بازی کردن ( باربی ) (!)  با خواهر ِ کوچیک کیمیا-که به قول سارا شبیه کوچیکی های منه- و کشف کردن توانایی خویش در طنز سازی و اسم فامیل بازی کردن دو نفره با کیمیا ... حالمان بهتر شد. 


راستی کیمیا مخترع هم هست!
مثلا توی اسم فامیل نام ِ خوانوادگی ِ هووَری رو اختراع کرد ! :))))))

یا شغل ِ هلو فروشی!
 هندونه فروش شنیده بودیم اما هلو فروش نشنیدیم ... :دی 



خب دیگه کیمیا جان تا آبروت به طور کامل نرفته من لطف می کنم پست رو ادامه نمی دم و گرنه تو سوتی هات اونقدری هست که ساعت ها که چه عرض کنم روزها وقت می خواد برای نوشتنشون ... 




نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن 1390ساعت 22:21 توسط | نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin