تبلیغات
... دخترک، باران - گاهی سکوت هم غزل می شود

... دخترک، باران

ببار


سعیده! 

قلمم خشکیده. بازی در می آورد. 

یک خط می گوید، دو خط سکوت می کند. 

و به ناگاه از بحثی به بحث دیگر ، از فکری به فکر دیگر می پرد.

اما همه شان ، یک کلمه می گویند : صبــر ... 

سعیده! 

آنقدر سکوت کرده ام 

و حرف هایم را پشت اشک های پنهانی 

و بغض های آشکار 

و لبخند های ساده

نهان کردم

که همه گفته هایم شد ناگفته 

و همه حرف هایم شد نانوشته ...

عارفه! 

حرف راضیه را برایم گفتی :

که غم نداشته باش بلکه حزن ... ! حزن درد پنهان است در درون آدم ...

و اکنون حزن دارم عارفه! حزن ...

بابایی! 

نخستین همسفر ِ بارانی م ...

گفته بودی بندگی کن. تنها بندگی ِ او را.

و همه زندگی ت برای یک هدف باشد: بندگی ...

بابایی! 

با نهایت شور و عشق و تعریف از گفته اش گفتی : 

"  إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ " (فصلت/30)

(همانا کسانی که گفته اند پروردگار ما خدای یکتاست، سپس اسقامت و پایداری کردند، فرشتگان بر آن ها فرود می آیند [و می گویند:]
که مترسید و غمگین نباشید، شما را مژده باد به بهشتی که وعده داده می شدید) ...


   سعیده ! 

    خط  ِ بعدم سکوت است ... آخر  بعد از این  آیه ی ناب،  مگر حرفی هم می ماند یا ناله ای ؟

    :) :) :) ...




نوشته شده در شنبه 13 خرداد 1391ساعت 00:12 توسط | نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin