تبلیغات
... دخترک، باران - من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت *

... دخترک، باران

ببار


سیاست را دوست ندارم  ...


سیاست اگر تنها برای سیاست و نه برپایی نظامی عادلانه و نه برای مردم و آرامش جامعه یا نه در راه دین و ایمان باشد، کثیف است و قبیح. 


اما شما نگویید! 
به نوجوانی که غرق در افکار ِ به تعبیر ِ من جو گیرانه ی ِ خویش و به تعبیر خودش شجاعانه به اندازه ی رابین هود، فداکارانه به قدر دهقان فداکار و قهرمانانه در حد رستم و اسفندیار شاهنامه، شده است واژه هایی به تکراری ِ داستان ِ هر ساله ی ِ انقلاب ِ جمهوری ِ اسلامی ِ ایران در کتاب های ِ درسی ِ مدرسه که نه می فهمیم انقلاب چیست نه جمهوری نه مردم نه آزادی نه حکومت نه ظالم نه عادل و نه حتی جمله های نوشته شده کتاب را -که می گویندمان بخوان تا نمره بگیری، بخوان که فقط نمره بگیری... - نگویید!

این جمله های تکراری را که هر بار از هر کسی با هر میزان تحصیلات شنیدم که یک بارش هم خیلی زورم آمد که از او هم ... اوووووویی که نمی خواستم مثل بقیه سرزنشم کند، همین را شنیدم که "سیاست خیلی کثیفه " نگویید!

آری از اینها مگویید!

نگویید "سیاست پدر مادر نداره". 

این جمله های حقیقی ِ تکراری را نگویید. 

حرف ها هر چه قدر هم درست باشند زیاد و *یکنواخت که گفته شوند دیگر گوششان نمی دهند و تلخ می شوند.

از بس که از زمانیکه چشم به جهان می گشاییم و تا وقتی که ریش و سبیل در می آوریم و صدای هایمان دورگه می شود و تا وقتی که قد می کشیم و درگیر جانبداری های سیاسی ِ جوگیرانه و به تعبیر آنها -یا من ِ گذشته- قهرمامانه می شویم و حتی تا زمانیکه موهایمان به سپیدی شیر های پاکتی دبستان در می آید و حتی تا لحظه ی خاک کردنمان  (اگر علل مرگمان همین سیاست بازی های خاله زنکی یا وابسته به آن باشد)  نظیر این جمله ها را می شنویم...

نمی گویم حرف های گفتنی را نگویید. 

بگویید!
 آدمی را که دارد کورکورانه از گروهی، رهبری، مکتبی، سازمانی اطاعت می کند و به خیال خودش دنیا و آخرتش را تضمین می کند و فکر می کند بهترین هدیه را به جامعه و مردمانش می دهد بیدار کنید.

حرفم این است که حرف ها را بزنید اما نه از نوع تکراری ِ یکنواختش.

تازه بگویید، خوب بگویید ...

نگویید به جان مادرت اگر پات را از خانه بیرون بگذاری و بروی سمت این مسخره بازی ها دیگر پسرم نیستی! 

نگویید تو را قسم به اجدادت بِ تَمرگ سر جایت و دل ِ ما را نلرزان !

آخر او که اینگونه حرف زدن را نمی فهمد. و خب دوست هم ندارد.

و وظیفه خودش را در مقابل اجتماع سنگین تر می بیند تا نشکستن دل ِ مادر مهربانش.


خوب است. شجاعتشان تحسین برانگیز است.

اما اگر شجاعت را با حماقت اشتباه نگیرند. 

اگر بدانند بالا دستانشان به راستی چه کسانی هستند ؟

اگر بدانند اهداف این گروه سیاسی و سیاست بازی ها چیست ؟

طعمه کیست ؟

.
.
.


می دانید؟ 
فهمیدم سیاست خیلی پیچیده تر از آنی ست که فکرش را می کنیم و لامصب این سیاست، چه سیاست هایی که ندارد!

و جالب و تاسفناک این است که هر کس فکر می کند حرف و عقیده و تفکرش درست است و سیاست بازی ها را خوب می فهمد و حتی پیش بینی می کند و به راحتی ِ آب خوردن قضاوت !   و از عقیده و حزب مخالفش به سختی انتقاد می کند و مابین نقدهایش فحش هایی چند نثار ِ آن ها می کند! 

و اگر اشتباه کند و تا ابد در جهالت خود بماند چه تهمت ها که نزده و چه اشتباه ها که نکرده و شاید کوچکترین گناهش، تهمت شود!

و اگر هم بعدا حقیقت را بفهمد ... از خود ِ نادان ِ گذشته اش بدش می آید و در صدد جبرانش بر می آید -شاید-!

.
.
.

نه دیگر حوصله ی سیاست دارم و نه دوست دارم بدانم کدام سیاست مدار در کدام نقطه از زمین کدام نظام سیاسی را بر پا کرده.

(هیس ... یواش می گویم ... یواش ... راستش را بخواهی، دوست دارم بدانم! اما نه حالی نیست و نه اعصابی ... فعلا.
اما نه همچون نگاه گذشته ام به سیاست ...)

سیاست خوب است، کارگردانی خوب است، نویسندگی خوب است، فلسفه خوب است همه خوب اند نه! خیلی خوب اند اگر هشیارانه باشند و برای خدا و نجات بخش ِ انسان ها ... 



* عنوان از سهـــرابـــــ سپـهـــری

نوشته شده در جمعه 26 خرداد 1391ساعت 19:10 توسط | نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin